صاف – لطیف وزیر امور خارجه پیونگ یانگ رکس تیلرسون

صاف – لطیف: وزیر امور خارجه پیونگ یانگ رکس تیلرسون کره شمالی آمریکا واشنگتن امنیت رکس تیلرسون

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی از نظر ما محمدرضا رحیمی رهبر شبکه کلاهبرداری بود, باید دادگاه احمدی‌نژاد تشکیل

ما در ارتباط با آقای رحیمی اعتقاد بودیم ایشان رهبری شبکه کلاهبرداری را بر عهده داشته و 15 سال حبس صادر کردیم ولی دیوان عالی کشور چنین اعتقادی نداشت و به 5 سال ک

از نظر ما محمدرضا رحیمی رهبر شبکه کلاهبرداری بود, باید دادگاه احمدی‌نژاد تشکیل

قاضی پرونده کهریزک و احمدی نژاد: از نظر ما محمدرضا رحیمی رهبر شبکه کلاهبرداری بود/ باید دادگاه احمدی نژاد تشکیل می شد؛ یک بار احضارش کردیم نیامد

عبارات مهم : ایران

ما در ارتباط با آقای رحیمی اعتقاد بودیم ایشان رهبری شبکه کلاهبرداری را بر عهده داشته و 15 سال حبس صادر کردیم ولی دیوان عالی کشور چنین اعتقادی نداشت و به 5 سال کم کردن یافت.

سیامک مدیرخراسانی نزدیک به 12 سال ریاست شعبه 76 دادگاه کیفری استان پایتخت کشور عزیزمان ایران (شعبه 6 فعلی) را بر عهده داشته است.

از نظر ما محمدرضا رحیمی رهبر شبکه کلاهبرداری بود, باید دادگاه احمدی‌نژاد تشکیل

او در گفت و گو با تسنیم، به سوالاتی راجع به پرونده قضات کهریزک، احمدی نژاد، محمدرضا رحیمی و اختلاس از بیمه کشور عزیزمان ایران پاسخ گفته است.

بخشی از این مصاحبه به شرح زیر است:

ما در ارتباط با آقای رحیمی اعتقاد بودیم ایشان رهبری شبکه کلاهبرداری را بر عهده داشته و 15 سال حبس صادر کردیم ولی دیوان عالی کشور چنین اعتقادی نداشت و به 5 سال ک

** شما و سایر قضات قوه قضاییه از حساب هایی که آنقدر سر و صدا به پا کرد، اطلاع داشتید؟ به نظر می رسد در رابطه با این حساب ها، دستگاه قضایی مورد هجمه واقع شد.

خیلی ها در قوه قضاییه خبر داشتند و چیزی نبود که پنهان باشد. فکر می کنم ماجرای این حساب ها به وقت آقای رازینی و دهه 70 بازمی گردد. این حساب ها، بحث پول های دادگستری است که در بانک ملی است که قبلاً بانک سودش را می برد و حالا قوه قضاییه سودش را می گیرد.

** می گویند این وجوه، وجوه مردم است نه دادگستری.

بالاخره پول دادگستری هست. پولی است که مردم به هر علت در اختیار دادگستری می گذارد تا آزاد باشد. به عبارتی این پول ها در ید دادگستری هست. از این حساب ها دادگستری خیلی استفاده کرد و اگر بودجه قوه قضاییه کافی بود، هرگز دنبال این حساب ها نمی رفتند چون نیازی نداشتند. هنگامی که کسی می تواند تمام احتیاجات مالی خود را برطرف کند آیا باید دنبال بحثی به این پر دردسری برود که خودشان هم می دانستند هر زمانی در سطح جامعه مطرح شود، بازتاب خوبی ندارد. به هر حال از طریق سود حاصل از وجوه همین حساب ها بسیاری از پرسشها ساختمانی و پرسشها دیگر را برطرف کردند.

از نظر ما محمدرضا رحیمی رهبر شبکه کلاهبرداری بود, باید دادگاه احمدی‌نژاد تشکیل

** به نظر می رسد با اینکه می فرمایید عنوان مربوط به دهه 70 است ولی در این ماجرا مردم قدری به دستگاه قضایی بدبین شدند.

بله. چون کسی که مطرح کرد، با نیت سیاسی مطرح کرد و هیچ وقت با نیت خیرخواهانه این قضیه مطرح نشد. اگر نیت خیرخواهانه بود اصلاً مطرح نمی شد.

مسئولان قضایی هیچ گاه توصیه ای جهت اعمال سلیقه آنها در احکام نداشتند

ما در ارتباط با آقای رحیمی اعتقاد بودیم ایشان رهبری شبکه کلاهبرداری را بر عهده داشته و 15 سال حبس صادر کردیم ولی دیوان عالی کشور چنین اعتقادی نداشت و به 5 سال ک

** شما نزدیک 40 سال در دستگاه قضایی بودید و حدود 12 سال مسئولیت شعبه ای را در اختیار داشتید که به جرایم مسئولان عالی رتبه کشور پیگیری می کرد. در پرونده های شخصیت های معروف و دولتی، چقدر به شما سفارش می شد؟ و چقدر از این سفارش ها را قبول می کردید؟

تقریباً از ناحیه قوه قضاییه، سفارش ها صفر بود. مدیر قوه قضاییه (آملی لاریجانی) که بر پرونده های شعبه 76 نظارت داشت، راجع به هیچ کسی به من توصیه نکرد؛ هیچ کس. راجع به پرونده پرسش می کرد و بحث می کردیم که آیا اینطور رأی داده ام و علت ام چه بوده است جهت صدور برائت یا محکومیت ولی ایشان هرگز به من نگفت که فلانی را محکوم یا آزاد کن.

از نظر ما محمدرضا رحیمی رهبر شبکه کلاهبرداری بود, باید دادگاه احمدی‌نژاد تشکیل

** حتی در پرونده آقای احمدی نژاد؟

هیچ وقت نگفت؛ حتی در پرونده آقای احمدی نژاد هم ایشان توصیه ای به این کیفیت نداشت. هر لحظه هنگامی که سر قضایایی بحث می کردیم، ایشان می گفت که « در روز قیامت خودت باید جواب بدهی. بینی و بین الله، بین خودت و خدای خودت به هرچه رسیدی، رأی بده.» می گفت که کسی که در روزی قیامت باید جواب بدهد شما هستید نه من.

ممکن بود از یک جای دولتی کسی به عنوان واسطه بیاید ولیکن از ناحیه دستگاه قضایی در 10 الی 12 سالی که پرونده های کارکنان دولت را پیگیری کردم، سفارش و توصیه ای به من نشد. آقای آوایی هم که زمانی مدیر کل دادگستری استان پایتخت کشور عزیزمان ایران بود و الان وزیر دادگستری است هم به همین کیفیت بود. راجع به پرونده پرسش می کرد و از کم و کیف آخرین اوضاع آن مطلع می شد ولی هرگز به من نگفت که کسی را تبرئه کنم یا نسبت به کسی سخت یا ساده بگیرم.

بنابراین مسئولان قوه قضاییه هیچ وقت راجع به شخص یا پرونده ای سفارش و توصیه نمی کردند و شاید هم دلیلش این بود که من به حرف کسی گوش نمی کردم.

** از بیرون از دستگاه قضایی چه طور؟

از بیرون دستگاه قضایی به آن صورت که رسمی باشد، نبود. ممکن بود کسی را به عنوان نمونه دوست یا رفیقی را بفرستند که سفارش ارزش را بکند و بگویید خدمت ارزش را در نظر بگیرم ولی فایده ای نداشت لیکن برایم پرونده و دلایل موجود در آن مهمتر بود.

پیشنهاد رشوه یک امر بسیار طبیعی است/بیشترین پیشنهاد رشوه مربوط به پرونده بیمه کشور عزیزمان ایران بود

** پیشنهاد رشوه هم می دادند؟

یک چیز بسیار طبیعی بود. موارد بسیاری وجود داشت ولی بیشترین پیشنهاد رشوه مربوط به پرونده اختلاس از بیمه کشور عزیزمان ایران بود ولی هیچ وقت حتی گوش هم نمی دادم. پیشنهادهای رشوه ای که در این پرونده می شد، به انحاء متفاوت و از ناحیه متهمان بود.

پرونده کهریزک «لایه های غیرقابل بیان» زیادی دارد/انفصال دائم یک قاضی یعنی اعدام!

** یکی از پرونده های بسیار مهمی که در دوره ریاست تان بر شعبه 76 دادگاه کیفری استان پیگیری کردید، پرونده قضات بازداشتگاه کهریزک بود. در این پرونده شما همکاران خودتان را محکوم کردید.

آن پرونده لایه های زیادی داشت که اساساً بعضی از آنها را نمی شود بیان کرد. تخلفات در این پرونده محرز بود. دادستان یک شهر بایستی بر نیروهای زیر دست خود نظارت داشته باشد و نبود و نمی دانم که پذیرفته نیست. در این پرونده با توجه به تحقیقاتی که صورت گرفته بود جهت دادگاه محرز شد که تخلفات صورت گرفته است.

طبق قانون می توانستم مرتضوی را به 20 هزار تومان محکوم کنم/ مرتضوی نظراتش را به قضات انتقال یافته می کرد/از مرتضوی دوری می کردم

** از جمله پرسشها جنجالی در این پرونده، محکومیت آقای مرتضوی به 200 هزار تومان جریمه نقدی بود.

در حکم دادگاه، انفصال دائم از خدمات قضایی، 5 سال انفصال از خدمات دولتی و 200 هزار تومان جزای نقدی صادر شده است بود که همه فقط 200 هزار تومان را بزرگ کردند ولی ندیدند کسی که در این شهر دادستان بوده و تقریباً حرف اول را می زده، محاکمه و به انفصال دائم از خدمات قضایی محکوم شده است هست. انفصال دائم از خدمات قضایی جهت یک قاضی مانند حکم اعدام هست. هیچ کس این دو مورد انفصال را نگفت و ندید و فقط گفتند آیا به 200 هزار تومان محکوم شده است است.

قاضی تابع قانون هست. قانوناً آقای مرتضوی از بابت معاونت در تنظیم گزارش خلاف واقع باید به 20 هزار تومان محکوم می شد و حرف دیوان عالی کشور درست بود ولی چون گفتیم «سبب اقوی از مباشر» هست، قانون اجازه می دهد حداکثر را در نظر بگیریم و ما 200 هزار تومان را در نظر گرفتیم وگرنه قانوناً جهت معاونت باید 20 هزار تومان در نظر گرفته می شد. گفتیم چون شخصیت دادستان بر مامور اجرا غالب است و درست است که آنها نوشتند ولی به نظر ما دستور دادستان را انجام دادند، 200 هزار تومان را در نظر گرفتیم.

** شما در ایام قضاوت تان با آقای مرتضوی هم به عنوان دادستان پایتخت کشور عزیزمان ایران کار کرده بودید؟

نه. اصلاً. زمانی که دادسراها تشکیل شد، من دادگاه بودم.

** بالاخره آقای مرتضوی به عنوان دادستان پایتخت کشور عزیزمان ایران جهت شما که مدیر شعبه 76 بودید، پرونده می فرستاد. در خلال این پرونده ها با هم ارتباط نداشتید؟

پرونده می فرستاد ولی با آقای مرتضوی من هیچ ارتباطی نداشتم. با توجه به روابطی که در دادسرا با قضات داشت، به این نتیجه رسیده بودم که هیچ ارتباط دوستانه ای با ایشان نداشته باشم. به نظرم می رسید اگر با آقای مرتضوی ارتباط نداشته باشم هم به نفع خودم است هم به نفع پرونده؛ مگر اینکه یک جاهایی به صورت رسمی یکدیگر را می دیدیم وگرنه هرگز نه من پیش ایشان رفتم و نه ایشان پیش من آمده است.

** گفتید به خاطر روابطی که آقای مرتضوی با قضات داشت تصمیم گرفتید با ایشان رابطه نداشته باشید. روابط آقای مرتضوی با قضات چگونه بود؟

نظراتی داشت که در پرونده ها به قضات انتقال یافته می کرد. به همین خاطر ترجیح می دادم هیچ رابطه دوستانه ای با ایشان نداشته باشم و فقط دوری کنم و هیچ رابطه دوستانه ای هم با هم نداشتیم. به این معنی که اصلاً با هم دوست نبودیم که خدای نکرده بخواهیم با هم رابطه دوستانه یا خصمانه داشته باشیم. هیچ رابطه ای با هم نداشتیم. فقط من می دانستم ایشان دادستان پایتخت کشور عزیزمان ایران است و ایشان هم می دانست من رییس شعبه 76 هستم.

** با این حساب در محاکمه آقای مرتضوی به مسئله برنخوردید.

بله. خیلی راحت بودم. ما رأی مان را می دادیم و ایشان هم گاهی اوقات اعتراض می کرد و گاهی اوقات هم اعتراض نمی کرد.

** از ناحیه آقای مرتضوی در پیگیری به این پرونده سفارشاتی شد یا خیر؟

نه. به من سفارشی نشد چون اصلاً ارتباطی با هم نداشتیم که ایشان دوستانه از من چیزی بخواهد. شاید از آقای آوایی (رئیس وقت دادگستری کل استان تهران) چیزی بخواهد ولی آقای آوایی هرگز به من چیزی نمی گفت. این احتمال وجود داشته ولی با خود من اصلا و ابداً ارتباطی وجود نداشت.

از جوادی فر قبلاً رضایت گرفته بودند/پشیمان بود/معتقد به معاونت حیدری فر در قتل بودم

**در پرونده کهریزک یکی از مسائلی که زیاد سروصدا کرد، عنوان رضایت اولیاء دم مرحوم جوادی فر بود.

من شنیدم و از جوادی فر پرسش نکردم ولی احساس خودم این بود که این رضایت از قبل گرفته شده است بود و بعداً در جریان محاکمه ارائه شد. این برداشت شخصی من هست. جوادی فر کسی بود که بارها در جریان دادگاه از حال می رفت و مجبور می شدیم اورژانس خبر کنیم. از نحوه نگارش رضایت این طور دستگیرم شد که این رضایت باید قبلاً تنظیم شده است باشد.

** بنابراین آقای جوادی فر از دادن رضایت پشیمان بوده است؟

پشیمان بود. احساس می کردم پشیمانی باعث می شد حالش بد شود.

** شما آقای حیدری فر را هم از معاونت در قتل تبرئه کردید.

من اعتقاد به معاونت در قتل بودم و در رأی هم نوشته بودیم ولی از مجموع هیئت 5 نفره قضایی، دو به سه شدیم. من و یکی دیگر از همکاران اعتقاد به معاونت در قتل و 15 سال زندان داشتیم ولی سه همکار دیگر چنین اعتقادی نداشتند که دیوان هم برائت از معاونت در قتل را تأیید کرد.

می دانستم احضار احمدی نژاد تبعات و جنجال به دنبال دارد

** از دیگر پرونده هایی که در دست شما بود و بسیار هم جنجالی شد، پرونده آقا احمدی نژاد و احضار پیش از آخر دوره ریاست جمهوری ایشان بود.

من عقیده داشتم و دارم، با تخلفات افراد تا هنگامی که در رأس قدرت هستند باید برخورد شود. برخورد با تخلفات افراد آن هم بعد از آخر دوره ریست یا مدیریت ارزش هیچ سودی ندارد. مثلاً اگر با یک قاضی متخلف بعد از بازنشستگی برخورد شود، هیچ سود و ارزشی ندارد. باید همان موقع برخورد شود تا درسی جهت سایر قضات باشد.

معتقدم پرونده هایی که فرد متخلف دیگر در مسند ریاست نیست را پیگیری نکنیم بهتر هست. خیلی از این پرونده ها و تخلفاتی که صورت می گیرد به اعتماد عمومی مردم ضربه می زند. حالا ما باید اعتماد مردم را به حکومت جلب کنیم و مناسب ترین وقت جهت این کار، زمانی است که مثلاً با قاضی متخلف در همان موقع برخورد شود. پستش را بگیرند و بعد هم محاکمه کنند. مثل آقای مرتضوی. وگرنه اگر بخواهیم بعد از بازنشستگی یا برکناری از مسندی که در آن مسند مرتکب تخلف شدند برخورد کنیم، هیچ فایده ای ندارد و شلاق به جنازه زدن هست؛ غیر از اینکه اعتماد مردم را خدشه دار می کند هیچ فایده دیگری ندارد.

واقعاً با اعتقاد به اینکه باید به تخلفات افراد مسئول در وقت مسئولیت ارزش پیگیری شود، آقای احمدی نژاد را احضار کردم. خودم هم می دانستم تبعات دارد و حتماً یک جنجالی به پا می شود.

** بعد از احضار احمدی نژاد، با شما از جاهای متفاوت تماس نگرفتند؟

پرونده را درخواست کردند و من توضیح دادم. قبلاً پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده است بود و دیوان شعبه 76 را صالح به پیگیری دانسته بود. قبلاً همه کارها به صورت قانونی انجام شده است بود. هیچ تخلفی از ناحیه دادگاه در آن پرونده نبود و تمام کارها ما قانونی بود. بیانات شکات و دلایل را گرفته بودیم و بعد از اینکه همه این کارها را کردیم و دیوان عالی کشور اعلام کرد این جرایم عادی مدیر جمهور و در صلاحیت شعبه 76 هست، ما وارد پیگیری شدیم.

زمانی که ما به مدیر جمهور ابلاغ کردیم، انتخابات انجام و آقای روحانی گزینش شده است بود که آقای احمدی نژاد احضار را رسانه ای کرد و برگ اخطاریه ما را روی سایت دولت گذاشتند.

تبرئه احمدی نژاد از شکایت های خصوصی/فقط شکایت مجلس باقی مانده/باید دادگاه احمدی نژاد تشکیل می شد

** یک بحث هایی راجع به شکایت شکات شخصی علیه آقای احمدی نژاد مطرح بود مبنی بر اینکه این شکایت ها اصلاً ارتباطی به مدیر جمهور ندارد.

همه اینها را رد کردیم و برائت دادیم و اصلاً به ایشان ربطی نداشت. شکایت هایی که ماند، شکایت های اساسی و با مدرک بود.

** کدام موارد را رد کردید؟

یک مورد مربوط به آسیب دیدن در حین سفر استانی آقای احمدی نژاد بود. یک مورد مربوط به کسی بود که گفته بود طرح کد رهگیری را من دادم و تیم ایشان برداشته هست. دلیلی جهت این عنوان وجود نداشت. ضمن اینکه بعید است یک مدیر جمهور بیاید جهت یک کد رهگیری که نهایتاً 40 هزار تومان هست، خودش را به دردسر بیاندازد.

ما همه اینها را رد کردیم. چون اصلاً به ایشان ربطی ندارد. مثلاً یک نفر در کاشان شکایت کرده بود که صحبت مدیر جمهور توهین به منزلت مردم کاشان هست. خُب همه اینها رد شد. شکایت هایی که ماند شکایت هایی بود که اساس داشت.

** مانند کدام شکایت؟

مثل شکایت مجلس شورای اسلامی. مجلس گفته بود که مدیر جمهور در بحث بودجه، تشکیل وزارت و ورزش و جوانان و پول مترو که مجلس یک میلیارد دلار جهت پایتخت کشور عزیزمان ایران و یک میلیارد دلار جهت شهرستان ها مصوب کرده بود، ایشان در چارچوب قانون حرکت نکرده و انجام نداده است.

** بنابراین از مجموع شکایت هایی که از آقای احمدی نژاد شده است بود، فقط شکایت کمیسیون اصل 90 باقی مانده است؟

تقریباً بله و شکایت کمیسیون اصل 90 باقی مانده است.

** مثل اینکه یک جلسه هم تشکیل دادید ولی آقای احمدی نژاد حضور نیافت.

بله. احضارش کردیم ولی نیامد.

** به دنبال این عدم حضور، قانوناً باید چه اقدامی می کردید؟

قانوناً باید بعد از آن جلسه دادگاه تشکیل می شد ولی گفتند پرونده نقص دارد که پرونده همان طور ماند و کار ما تمام شد.

از نظر ما محمدرضا رحیمی رهبر شبکه کلاهبرداری بود

** آقای رحیمی را هم شما محاکمه کردید. در حکم شما جهت آقای رحیمی 15 سال حبس درنظر گرفته شده است بود ولی به 5 سال کم کردن یافت.

ما در ارتباط با آقای رحیمی اعتقاد بودیم ایشان رهبری شبکه کلاهبرداری را بر عهده داشته و 15 سال حبس صادر کردیم ولی دیوان عالی کشور چنین اعتقادی نداشت و به 5 سال کم کردن یافت.

** استدلال شما جهت اینکه آقای رحیمی رهبری شبکه کلاهبرداری را بر عهده داشته چه بود؟

اعتقاد دادگاه همان بود که در رأی آمد و آقای رحیمی را هم محکوم کرد ولی دیوان عالی کشور چنین اعتقادی نداشت. بحث این نیست که 15 سال یا 5 سال حبس صادر شود بلکه مهم این است کسی که مسئول دولتی هست، بابت تخلفات و جرایم عمدی خود به موقع مجازات شود و همین کار اعتماد مردم را جلب می کند و باعث می شود مسئولان هم هوشیار باشند.

پرونده آقای رحیمی در وقت مسئولیتش در معاونت اول ریاست جمهوری کلید خورد و جلسات دادگاه نیز بعد از آخر دولت برگزار شد. در مجموع اعتقاد دارم در پرونده آقای رحیمی، قوه قضاییه خوب کار کرد. در این پرونده دلایل و مدارک خوب بود.

** آیا آقای رحیمی جدا از سایر متهمان پرونده بیمه کشور عزیزمان ایران محاکمه شد؟

من ترجیح می دادم که آقای رحیمی با 78 متهم دیگر محاکمه شود. خیلی دوست داشتم که همه متهمان با هم محاکمه می شدند ولی اینطور نشد.

** در پرونده بیمه کشور عزیزمان ایران به نظر می رسید بسیاری از متهمان اغفال شده است و از روی بی اطلاعی چک هایی را نقد کرده بودند.

کسانی که یک یا دو چک را نقد کرده بودند را تبرئه کردیم و دادگاه حکم به برائت آنها داد ولی بعضی بابت این کار درصد می گرفتند. یکی از تیم هایی که در پرونده بیمه کشور عزیزمان ایران وجود داشت، تیمی بود که چک نقد می کرد. آن تیمی که چک نقد می کرد، رهبر داشت و باندی را تشکیل داده بودند که کارشان نقد کردن چک ها بود. این افراد درصد می گرفتند و نمی تواند انجام این کار بدون اطلاع باشد.

** آقای رحیمی در پرونده بیمه کشور عزیزمان ایران با چه کسانی ارتباط داشت؟

با داود سرخوش شهری و جابر ابدالی ارتباط داشت که جابر ابدالی دفاعیات بسیار جالبی داشت. ما جهت آقای ابدالی حبس ابد داده بودیم که دیوان به 15 سال حبس تبدیل کرد.

به پرونده کرسنت نگاه هم نکردم

** آخرهای حضورتان در شعبه 76 دادگاه کیفری، پرونده کرسنت هم به شما ارجاع شده است بود؟

به پرونده کرسنت دست نزدم و حتی نگاه هم نکردم چون نمی رسیدم. پرونده بسیار حجیمی بود و باید با دقت مطالعه می شد که من نمی رسیدم بنابراین دست نزدم.

** پرونده ای که در ارتباط با کرسنت به شما ارجاع شده است بود، پرونده جدیدی بود یا همان پرونده قبلی بود و حالا به شعبه هم عرض آمده بود؟

خیلی سال بود که این پرونده به شعبه 76 آمده بود. باید یکسری کارهای دیگر هم انجام می شد که گفتیم همه کارهایش انجام شود تا ابتر نماند چون نمی شود پرونده های بزرگ را بدون انجام یک سری کارهای مقدماتی دست خورده کرد. فکر می کنم کار کردن روی آن پرونده حداقل یک تا دو سال وقت آزاد می خواهد که من اصلاً وقت آزاد نداشتم و بعد هم دیگر تمایلی به ماندن در دستگاه قضایی نداشتم.

طی 10 سال محاکمه مطبوعاتی فقط 2 مورد حکم توقیف دادم/ مطبوعات در انتقاد باید فضای آزاد داشته باشند

** بسیاری از مدیران مسئول مطبوعات و خبرگزاری ها را هم محاکمه کردید.

همیشه در پرونده های مطبوعاتی، رعایت حال افراد را می کردم. همین الان هم اگر از بعضی مدیران مسئول مطبوعات بپرسید، تأسف می خورند که من رفتم. ترجیح می دادند که من باشم.

** چند مورد حکم به توقیف نشریه دادید؟

در 10 سالی که مدیران مسئول مطبوعات را محاکمه کردم، فکر کنم یک یا دو مورد حکم به توقیف دادم که یک مورد مربوط به روزنامه بهار بود. چون اعتقاد دارم مطبوعات باید یک فضای آزادی داشته باشند در انتقاد و نقد و نشان دادن راه حل و مطبوعات را سلاح جامعه می دانستم، در پرونده های مطبوعاتی سخت گیری نمی کردم.

** غیر از توقیف بهار، کاوه اشتهاردی مدیر مسئول وقت روزنامه کشور عزیزمان ایران را هم به شلاق محکوم کردید.

در آن پرونده حکم تعلیقی صادر کردیم. آقای اشتهاردی باید در چارچوب قانون حرکت می کرد. روزنامه دولتی با روزنامه های دیکر مثل شرق و بهار و … تفاوت دارد. روزنامه دولت که نباید به کسی توهین کند. با این حال روابطم با مطبوعات خیلی خوب بود و تلاش می کردم هر لحظه رعایت حال ارزش را بکنم.

همیشه با هیئت منصفه مطبوعات بحث می کردم که اگر قرار باشد بر سر منبع خبر به مطبوعات سخت بگیریم شاید یک روزنامه 16 صفحه ای، زیاد از 8 صفحه نتواند چاپ کند.

واژه های کلیدی: ایران | پرونده | دادگاه | احمدی نژاد | حکم دادگاه | احمدی نژاد | اخبار سیاسی و اجتماعی

نویسنده : blogzz